تبليغاتX
..:: یالثارات الحسین ::..

..:: یالثارات الحسین ::..

صفحه ی نخست | پست الكترونيك | آرشیو مطالب | پروفایل مدیر


پیام مدیریت

آدرس های ورودی وبلاگ :

HTTP://WWW.YA-LESARAT.COM
http://www.ya-lesarat.sub.ir
http://www.a-70j.sub.ir
http://www.sarallah.sub.ir


حدیث روز


جستجوگر


در سایت ما
در سایت های دیگر


مطالب برگزیده ی سایت

موسوى مقابل چشم 50 ميليون نفر دروغ گفت
مستندات تخلفات مدير عزل شده در قرارداد سوخت‌رساني به كشتي‌ها
واگذاری منزل مسکونی به موسوی؛ 70 برابر زیر قیمت در دولت هاشمی رفسنجانی
کمک مالي دو ميليون و 400 هزار دلاري موسوي با يك تلفن هاشمي
بخشنامه سال 64 موسوی برای پوشش اجباری ادارات
ماجراي سكه‌ها و زندان كروبي در بنياد شهيد
زهرا رهنورد باخت!
رئیس بانک مرکزی :حاظرم مناظره کنم
در صورت وجود كوچكترين مشكل در آمارهاي بانك مركزي استعفا مي‌كنم
گزارش سازمان برنامه و بودجه از افزايش تورم ، فقر، فساد و تبعيض در دوره موسوي
ترديدي در آمارهاي ارائه شده توسط رييس جمهور وجود ندارد
در پشت صحنه مناظره كروبي و احمدي‌نژاد چه گذشت ؟
احمدي نژاد به اتهام پرونده اردبيل قبلا پاسخ داده بود
دستورالعمل امام علي(ع) براي برخورد با يك مفسد اقتصادي
قابل توجه ناموس پرستان!!
کروبي: اعلام اموال اعضاي ستادم در حيطه اختيارات من نيست
کروبی: ما که نمي توانيم اسم ببريم، 40 میلیارد به محصولی وام دادید!
اگر آمارها را زیر سؤال ببرید، سابقه خودتان زیر سؤال است
اگر احمدی نژاد بود، نمی‌توانستند به امام جام زهر بنوشانند
انگ ننگ را بر پيشاني مفسدان مي‌زنيم/ بگویند با 230 میلیارد دلار سال‌های 60 تا 63 چه کردند؟
جای امریکایی‌ها نشستید از آن‌ها دفاع می‌کنید؟
دانشجویان ستاره‌دار: دولت قبل 5625، دولت فعلی صفر
يك شاهكار اقتصادی ديگر در دولت خاتمی
20 سوال بي‌پاسخ در مناظره!
مفسدين اگر دست از اموال ملت برندارند يكي‌يكي به ملت معرفي مي‌شوند
انقلاب رنگي، يا انقلاب مخملي، يا انقلاب گُلي
اسناد بی‌قانونی در تحصیل و ریاست دانشگاه رهنورد
موسوی نگران کتاب مبتذل عضو کانون نویسندگان است؟
متن نامه عذرخواهي دولت انگليس از ايران براي آزادي تفنگداران اين كشور
عكس : استقبال بي‏نظير مردم اصفهان از احمدي‏نژاد
اوج ابتذال در ستادهای موسوی و کروبی (25 عکس)
كرامت زن و ابزارگونگی زن
عصر پساهاشمی
ماجرای چیز های موسوی.....
احمدی‌نژاد شهادتت مبارک
میرحسین به «چیز»هایی که جواب نداد، باخت
براي اينکه متوجه شويد در کشور اعتياد هست، نياز نيست بازيگر بياوريد
تورم 49،5 درصدي، آشوب‌ها 18تير، اهانت به امام، تحصن مجلس ششم نگرانتان نكرد؟
چرا خيال مي‌کنيد فقط آنها که براي شما جمع مي شوند، آدمند؟
پسران هاشمي و ناطق چه مي‌كنند؟/ هزينه سنگين تبليغاتي شما از کجاست؟/ فرمان 8 ماده‌اي را امام براي شما
اغتشاش حاميان موسوي و توطئه انتخاباتي
عکس : وداع با خورشيد
کاريکاتور : چشم بند سبز
اغتشاش حاميان موسوي و توطئه انتخاباتي
تبلیغ «سبز» با چاشنی رقص و آواز
موسوی می‌گوید زن نباید در خرید و محل کار با مرد سر و کار داشته باشد
حمله به پایگاه رأی موسوی با فیلم تبلیغاتی کرباسچی به جای کروبی
بنرهاي تبليغاتي احمدي نژاد در خرم آباد و نکا پاره و به آتش کشیده شد
ضرب وشتم حامي احمدي نژاد در اصفهان
حاميان موسوي با کراوات سبزدر نشست کروبي

آمار و امکانات


امدادهای غیبی به حزب الله لبنان از زبان آیت الله مصباح یزدی

امدادهای غیبی به حزب الله لبنان از زبان آیت الله مصباح یزدی

آیت الله مصباح یزدی ، رئیس  شورای عالی مجمع جهانی اهل بیت (ع) که با سفر به لبنان و دیدار با سیدحسن نصرالله ، پیام تبریک این مجمع را به دبیر کل حزب الله لبنان ابلاغ کرده است ، شب گذشته گزارشی از این سفر ارائه کرد. وی در این گزارش مواردی از امدادهای غیبی که در جنگ ۳۳ روزه به کمک نیروهای مقاومت اسلامی آمده بود را نیز برای حضار بیان نمود. دشمن در این جنگ دو برگ برنده داشت. یکی این که مجهز به دوربین های مادون قرمز بود و در شب به راحتی ما را هدف قرار می داد و ما در شب هیچ دیدی نسبت به آنها نداشتیم و دومین ترفند بزرگ آنها ، گسترش جبهه مبارزه با استفاده از هلی برن و تخلیه نیروهای مجهز در پشت خط بود.
به گزارش سایت «اخبار شیعیان» ، وی با تأکید بر اینکه برخی از پیروزی های حزب الله عظیم تر از معجزات صدر اسلام بوده به موارد زیر اشاره کرد که در دیدار با سید حسن نصرالله بدون واسطه و از خود وی شنیده است:

درود بر سپاهیان زینب (س)

دوربین دید در شب
فرمانده یکی از قرارگاه های مهم ما که کاملآ مورد اعتماد و وثوق من است ، برای من تعریف کرد: «شبی که از این جنگ گسترده و حربه اسرائیلی ها خسته شده بودم و دشمن هم با استفاده از هلیکوپتر در حال پیاده کردن نیرو در خط مقدم بود و ما به علت در اختیار نداشتن وسایل دید در شب ، کاری از دستمان بر نمی آمد ، از شدت خستگی به خواب رفتم. در خواب حضرت زینب (س) را دیدم و از این اوضاع نزد ایشان گله کردم. ایشان با اشاره بنده را متوجه قسمتی کردند که خانمی ایستاده بود. من به آن سمت رفتم و حضرت زهرا (س) را مشاهده و درددل های خود را به ایشان عرض کردم. حضرت فرمودند: «ما به فکر شما هستیم و برای شما دعا می کنیم.» من اصرار کردم و وضع وخیم جبهه خودمان را که به خاطر هلیکوپترهای اسرائیلی ها به وجود آمده بود یادآور شدم. حضرت مرا به صبوری دعوت کردند. اما من همچنان اصرار کردم! حضرت که اصرار مرا مشاهده کردند با دست خود اشاره ای کردند و سپس فرمودند: «برو. تمام شد!». من در همین حین از خواب بیدار شدم و به خاطر سماجتی که کرده بودم ناراحت و پشیمان بودم. معمولا اخبار خط مقدم جبهه ، با تاخیر پانزده دقیقه ای به قرارگاه می رسید. بعد از حدود پانزده دقیقه از لحظه خواب من ، به من اطلاع دادند که یک هلیکوپتر اسرائیلی با عده ای از افراد زبده سقوط کرده و من متوجه شدم در همان لحظه اشارٍه حضرت ، این سقوط برای هلیکوپتر اسرائیلی اتفاق افتاده است و همین حادثه باعث ترس شدید دشمن و عقب نشینی آنها شد. جالب این که دشمن صهیونیست ، پس از این حادثه تصور می کرد که حزب الله از ابزار پیشرفته دید در شب بهره مند است. 

ادامه آتش، بدون مهمات
در یکی از جبهه ها که مهمات بخشی از نیروهایمان تمام شده بود ، دستور عقب نشینی را صادر کردیم. این نیروها در کنار رودخانه ای بودند که اسرائیل می خواست تا ساحل آن پیشروی کند و آن را مرز خود قرار دهد. این رزمندگان با گروهی که پشت رودخانه بودند تماس می گیرند که ما در شرف سقوط هستیم و تقاضای کمک می کنند. آنها هم پاسخ می دهند که امیدی به ما نداشته باشید چون مهمات نداریم. در همین حین می بینند آتشی بر سر اسرائیلی ها فرود آمد. نیروهای خط مقدم هم تماس گرفته بودند که خوب جایی را زدید! همین جا را بزنید! آتش ادامه پیدا می کند و بر اثر شدت حجم آن ، اسرائیلی ها موفق به پیشروی نمی شوند و فرار می کنند. بعد از فرار آنها ، نیروهای جلو از نیروهای پشت رودخانه تشکر می کنند. ولی آنها پاسخ می دهند ما که گفتیم سلاح و مهماتی نداریم و آن آتش هم کار ما نبود! بالاخره هم معلوم نشد که چه کسی این آتش را بر سر دشمن ریخته بود.


تواضع و نورانیت سید حسن نصرالله
آنچه برای خود من اهمیت داشت ، تشرف یافتن خدمت سید حسن نصرالله بود. برخورد و تواضع ایشان بسیار برای من عجیب بود. هر شخصی که به چنین پیروزی هایی برسد و موقعیت جهانی پیدا کند ، به طور طبیعی تغییراتی در منش ، رفتار ، گفتار و موضع گیری هایش پیدا می شود. اما چیزی که ما از ایشان دیدیم این بود که نه تنها تغییری در وی ایجاد نشده بود ، بلکه بر تواضع وی افزوده هم شده بود. ایشان به قدری نورانی ، پاک و باصفا بودند که من احساس می کردم خدمت یکی از سربازان امام زمان (عج) نشسته ام. به امید عزت و سربلندی هرچه بیشتر اسلام.

نوشته شده در جمعه 1388/01/28 توسط یالثارات الحسین | لينك ثابت |

خاطرات مقام معظم رهبری از دوران مبارزه 5

خاطرات مقام معظم رهبری از دوران مبارزه

( قسمت پنجم )

 سرتان می‌شكند!

آیت الله خامنه ای

در دوران مبارزات طولانى در آن سال‌هاى اختناق- كه شماها در دنیاى مخصوص آخوندى و طلبگى ماها نبودید- یكى از كارهایى كه معمول بود، این بود كه روحانیون مبارز را به بى‌سوادى رمى كنند؛ در صورتى كه این‌ها از خیلى از آن‌ها با سوادتر بودند! ما در مشهد مسجدى به نام مسجد كرامت داشتیم كه اجتماع عظیمى از جوانان و نوجوانان در آن‌جا گرد مى‌آمدند. من یك‌وقت در آن‌جا در خلال صحبت، به یكى از این حرف‌هایى كه درباره‌ى ما گفته شده بود، اشاره مى‌كردم، این شعر- كه ظاهراً متعلق به میرزا حبیب است- به زبانم آمد:

زین علم كه رسمى است پى بحث و جدل نیز افزون ز تو چندین ورق باطله داریم

بعد گفتم اگر نوشته‌هاى علمى و نوشته‌هاى فقه و اصولی‌ام را به سر هر كدامتان بزنم، سرتان مى‌شكند؛ این‌قدر زیاد است!

دیدار با جمعی از هنرمندان 4/9/1370

تفسیر سوره‌ی بنی‌اسراییل!

بنده سال 50 در مشهد براى دانشجوها درس تفسیر مى‌گفتم و اوایل سوره‌ى بقره- ماجراهاى بنى‌اسرائیل- را تفسیر مى‌كردم.

بنده را به ساواك خواستند و گفتند چرا شما راجع به بنى‌اسرائیل حرف مى‌زنید؟ گفتم آیه‌ى قرآن است؛ من دارم آیه‌ى قرآن را معنا و تفسیر مى‌كنم.

آیت الله خامنه ای

گفتند نه، این اهانت به اسرائیل است! درس تفسیر بنده را به خاطر تفسیر آیات بنى‌اسرائیل- چون اسم اسرائیل در آن بود- تعطیل كردند. اختناق در آن زمان عجیب بود؛ اما نه از طرف دولت امریكا، نه از سوى دولت فرانسه و نه از طرف دولت‌هاى دیگر مطلقاً رژیم طاغوت به مخالفت با آزادى و دمكراسى متهم نشد. آن زمان انتخابات برگزار مى‌شد اما مردم اصلاً نمى‌فهمیدند كى آمد، كى رفت و چه كسى انتخاب شد.

به آن صورت رأى‌گیرى وجود نداشت؛ صندوق رأیى درست مى‌كردند و اسم نماینده‌اى را كه خودشان مى‌خواستند و از دربار تأیید شده بود، از صندوق بیرون مى‌آوردند. با این كار، صورت مسخره‌اى از یك رأى‌گیرى را به نمایش مى‌گذاشتند.

دیدار با دانشجویان و اساتید دانشگاه‌هاى استان كرمان 19/02/1384

نوشته شده در سه شنبه 1387/12/13 توسط یالثارات الحسین | لينك ثابت |

خاطرات مقام معظم رهبري از دوران مبارزه

خاطرات مقام معظم رهبري از دوران مبارزه

آيت الله خامنه اي

(قسمت دوم)

ورود امام!

روز ورود امام البته آن روزِ ورود ايشان كه ما از دانشگاه، مى‌دانيد كه متحصن بوديم در دانشگاه ديگر، مى‌رفتيم خدمت امام، توى ماشين من يك وقتى خدمت خود امام هم گفتم همين را. همه خوشحال بودند، مى‌خنديدند، بنده از نگرانىِ بر آنچه كه براى امام ممكن است پيش بيايد بى‌اختيار اشك مى‌ريختم و نمى‌دانستم كه براى امام چى ممكن است پيش بيايد. چون يك تهديدهايى هم وجود داشت.

بعد رفتيم وارد فرودگاه شديم، با آن تفاصيل امام وارد شدند. به مجرد اين‌كه آرامش امام ظاهر شد نگرانيها و اضطراب ما به كلى برطرف شد. يعنى امام با آرامش خودشان به بنده و شايد به خيلى‌هاى ديگر كه نگران بودند، آرامش بخشيدند.

وقتى كه بعد از سالهاى متمادى امام را من زيارت مى‌كردم آن‌جا، ناگهان خستگى اين چند ساله مثل اين‌كه از تن آدم خارج مى‌شد. احساس مى‌شد كه همه‌ى آن آرزوها مجسم شده در وجود امام و با كمال صلابت و با يك تحقق واقعى و پيروزمندانه اين‌جا در مقابل انسان تبلور پيدا كرده.

وقتى كه آمديم وارد شهر شديم از فرودگاه و با آن تفاصيلى كه خب همه‌ى شماها شاهد بوديد و بحمداللَّه هنوز در ذهن همه‌ى مردم شايد آن قضايا زنده است، همان‌طور كه مى‌دانيد امام عصرى از بهشت زهرا رفتند به يك نقطه‌ى نامعلومى و برادرانمان حالا به طور مشخص، آقاى ناطق نورى امام را در حقيقت ربودند و به يك مأمنى بردند كه از احساسات مردم كه مى‌خواستند همه ابراز احساسات بكنند و امام از شب قبلش كه از پاريس حركت كرده بودند تا دم غروب، تقريباً دمادم غروب دائماً در حال فشار كار و حضور بودند و هيچ يك لحظه استراحت نكرده بودند يك مقدارى استراحت بدهند به امام.

امام در مدرسه‌ي رفاه

ما هم پائين بوديم يعنى ما در آن حال، ما رفته بوديم رفاه. مدرسه‌ى رفاه كارهايمان را انجام مى‌داديم. قبل از آنى كه امام وارد بشوند ما نشسته بوديم با برادرانمان و روى برنامه‌ى اقامتگاه امام و ترتيباتى كه بعد از ورود امام بايد انجام بگيرد يك مقدارى مذاكره كرده بوديم، يك برنامه‌ريزيهايى شده بود.

آن روزها يك نشريه‌اى ما درمى‌آورديم كه بعضى از اخبار و مثلاً اينها در آن نشريه چاپ مى‌شد، از همان رفاه اين نشريه بيرون مى‌آمد. يك چند شماره‌اى منتشر شد. البته در دوران تحصن هم يك نشريه‌ى ديگرى آن‌جا راه انداختيم يك دو سه شماره هم آن درآمد.

- عرض كنم كه - من برگشتم آن‌جا و منتظر بوديم لحظه به لحظه كه ببينيم چه خواهد شد. اطلاع پيدا كرديم كه امام رفتند به يك نقطه‌اى كه يك مقدارى آن‌جا استراحت كنند، نماز ظهر و عصرشان را ظاهراً نخوانده بودند نزديك غروب شده بود، نماز ظهر و عصرشان را بخوانند و اينها. آخر شب بود، من داشتم خبرهاى آن روز را تنظيم مى‌كردم كه توى همان نشريه‌اى كه گفتيم چاپ بشود و بيايد بيرون.

بنده از نگرانىِ بر آنچه كه براى امام ممكن است پيش بيايد بى‌اختيار اشك مى‌ريختم و نمى‌دانستم كه براى امام چى ممكن است پيش بيايد. چون يك تهديدهايى هم وجود داشت

ساعت حدود ده شب بود تقريباً، يك وقت ديديم كه از در حياط داخلى [مدرسه‌ى]رفاه - كه از آن كوچهِ باز مى‌شد يك در كوچكى بود - يك صداى همهمه‌اى احساس كردم من و يك چند نفرى آن‌جا سر و صدا كردند و {پيدا شد} معلوم شد كه يك حادثه‌اى واقع شده.

من رفتم از دم پنجره نگاه كردم ديدم بله امام، تنها از در وارد شدند. هيچكس با ايشان نبود. و اين برادرهاى پاسدار، - پاسدار كه يعنى همان كسانى كه آن‌جا بودند - كه ناگهان امام را در مقابل خودشان ديده بودند سر از پا نشناخته مانده بودند كه چه بكنند و دور امام را گرفته بودند، امام هم على‌رغم آن خستگى كه آن روز گذرانده بودند با كمال خوشروئى با اينها صحبت مى‌كردند. اينها هم دست امام را مى‌بوسيدند، البته شايد يك ده پانزده نفر مثلاً مجموعاً بودند، همين‌طور طول حيات را طى كردند رسيدند به پله‌هايى كه به حال طبقه‌ى اول منتهى مى‌شد و آن پله‌ها پهلوى همان اتاقى هم بود كه من توى آن اتاق بودم. من از پنجره آمدم دم در اتاق وارد هال شدم كه امام را از نزديك ببينم. امام وارد شدند. تو هال هم عده‌اى از بچه‌ها بودند اينها هم رفتند طرف امام، دور امام را گرفتند كه دست ايشان را ببوسند.

آيت الله خامنه اي

من هر چى كردم نزديك بشوم دست امام را ببوسم ديدم كه به قدر يك نفر مزاحمت براى امام ايجاد خواهد شد و على‌رغم ميل شديدى كه داشتم بروم خدمت امام دست ايشان را ببوسم، كنار ايستادم و امام از دو مترى من عبور كردند.

من نزديك نرفتم چون ديدم شلوغ است دور و ور ايشان و رفتنِ من هم به اين شلوغى كمك خواهد كرد. عين اين احساس را من توى فرودگاه هم داشتم. توى فرودگاه همه مى‌رفتند طرف امام من هم خيلى دلم مى‌خواست بروم، اما خودم را مانع شدم، بعضى ديگر هم مانع مى‌شدم كه بروند طرف امام كه ايشان را خسته نكنند.

امام آمدند از پله‌ها رفتند بالا و در اين حين پاى پله‌ها در حدود شايد يك سى چهل نفرى، چهل پنجاه نفرى آدم جمع شده بود. رفتند دم پاگرد پله‌ها كه رسيدند كه مى‌خواستند بروند بالا. يكهو برگشتند طرف اين جمعيت و نشستند روى زمين و همه نشستند، يعنى خواستند كه رها نكرده باشند اين علاقه‌مندان و دوستداران خودشان را. يكى از برادران آن‌جا يك مقدارى صحبت كرد و يك خير مقدم حساب نشده‌ى پرهيجانى - چون هيچكس انتظار اين ديدار را نداشت - گفت. بعد هم امام يك چند كلمه‌اى صحبت كردند و رفتند بالا در اتاقى كه برايشان معين شده بود راهنمائى شدند به آن‌جا. و همين‌طور ديگر خاطرات لحظه به لحظه...

در پاسخ به سوال خبرنگار اطلاعات هفتگي مصاحبه مطبوعاتى درباره دهه فجر 24/10/1362

منبع: فارس

نوشته شده در سه شنبه 1387/11/29 توسط یالثارات الحسین | لينك ثابت |

خاطرات رهبری از شهید کاوه

خاطرات رهبری از شهید کاوه  

  خدا را سپاسگذاریم كه توفیق دست داد تا شما عزیزان لشگر ویژه ی شهدا را در مقرتان . . . . .


[ادامه مطلب] ...

نوشته شده در جمعه 1387/11/11 توسط یالثارات الحسین | لينك ثابت |

احوالات علما

احوالات علما

در یکی از شبها طلاب و سایر مردم علامه را در حالتی غیر عادی مشاهده کردند . هر چه اصرار کردند که کار یا کمکی بکنند ایشان قبول نمی کرد . . . .

 


[ادامه مطلب] ...

نوشته شده در چهارشنبه 1387/08/08 توسط یالثارات الحسین | لينك ثابت |

داستان های شگفت

داستان های شگفت

  داستان شماره یک 1 صدقه مرگ را به تاخیر می اندازد

از آقای سید محمد رضوی(1) شنیدم که فرمودند زمانی که مرض سختی عارض دائی بزرگوارشان مرحوم آقای میرزا ابراهیم محلاتی شد ، به طوری که اطبا از معالجه ی ایشان . . . .


[ادامه مطلب] ...

نوشته شده در دوشنبه 1387/02/30 توسط یالثارات الحسین | لينك ثابت |

جملات قصار از آية الله حق‎شناس

« جملات قصار از آيت الله حق‎شناس »

- عاقل بدون ايمان، شيطان است.

- عمر شما در اثر خدمت به مردم زياد مي‎شود . . . .


[ادامه مطلب] ...

نوشته شده در دوشنبه 1386/12/13 توسط یالثارات الحسین | لينك ثابت |

خاطراتي از آية الله العظمي ميرزا جواد تبريزي

خاطراتي از آية الله العظمي ميرزا جواد تبريزي

چند خاطره از آیت الله میرزا جواد تبریزی در ادامه مطلب بخوانید


[ادامه مطلب] ...

نوشته شده در چهارشنبه 1386/09/21 توسط یالثارات الحسین | لينك ثابت |

حکایات و خاطرات آیت الله خامنه ای

حکایات و خاطرات آیت الله خامنه ای

خاطره رهبر انقلاب از روزهای ۸ شهریور ۱۳۶۰ - معنای نوروز - خاطره رهبر انقلاب از پدر بزرگوارشان - غبار فراموشی - احمد سوکارنو ما را با هم رفیق کرد  - زابل مرکز دنیا !

خاطرات را در ادامه مطلب بخوانید


[ادامه مطلب] ...

نوشته شده در سه شنبه 1386/09/13 توسط یالثارات الحسین | لينك ثابت |

نوشته هاي پيشين

کاریکاتور : جنبش مبارزه با سطل آشغال ویژه نامه شهید مفتح عکس : جوک سال نقشه راه مداحان منتشر شد کاريکاتور : توهم اکثريت بودن عکس : دوجنسی های سیاسی ادعای کروبی در توجیه آتش‌زدن عکس امام(ره) كاريكاتور : التهاب دانشگاه اگر اتهام مهدی هاشمی ثابت شود، او را شدیدتر مجازات می‌کنم / از امروز دیگر اغماضی در کار نیست انتشار عکس‌های دانشجوی مبارز! پلی‌تکنیکی با لباس زنانه +


نکته امروز:

منوي اصلي

صفحه ی نخست
پست الكترونيك
آرشیو مطالب

آرشيو موضوعي

سیاست داخلی
سیاست خارجی
عکس
طنز
نظامي
داستان هایی از علما
بانک صوتی , تصویری
مذهبی
اخبار
بیانات مقام معظم رهبری
زندگینامه شهدا
شهدا
تاریخ


آرشيو

آذر 1388
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386


دوستان

تانفس باقیست انتظارت میکشم
وبلاگ اختصاصی رضاقاسمی
کیاپی نیوز
فدایی سید علی
عطر گل یاس
حزب الله می رزمد
محبوب دلها
دخترای بسیجی
هنر جنگ
کهف الشهدا
تشنگان ظهور
سکوت دل
برترین زن
شهر تیله ای
وبلاگ عاشقان حسيني
سیستان من
افق توسل
اندیشه های غدیر
حزب الله ايرانيان
خدايي كرببلات بهشته
..:: یا رب 121 ::..
به نام الله پاسدار خون شهيدان
سوخته دل
حبل المتین
شهید
عاشقان شهادت
عشاق المهدی عج
حمید علیمی
احکام دختر و پسر
اشعار مذهبی
شهدای کربلا
رهروان حسینی پیروان خمینی
مأمول
جنبش دعوت از احمدی نژاد
طرفداران احمدی نژاد در اردبیل
رجایی دگری ببایدمارا
اصولگراها
سوالاتی که مرا شیعه کرد
احمدی نژاد تبریک دوباره
دولت برتر ، دولت خدمتگزار ...
حاميان دكتر احمدي نژاد در گرگان
حامیان دکتر احمدی نژاد در شهرضا
حامیان دکتر احمدی نژاد در دانشگاه شیراز
حامیان دکتر احمدی نژاد در همدان
دوستي
حماسه 22 خرداد
یک دانشجوی 22 خردادی
یا مهدی (عج)
دانلود جدیدترین مداحی ها از مداحان معروف
شهیدرسول فاتح
سرباز بی ادعای مقام معظم رهبری
گلچین اخبار و مطالب سیاسی ایران
از تو به یک اشاره از ما به سر دویدن
عمو محمودو عشقه
:: تا آخر هستیم ::
تکنولوژی جهان و ایران
نسل واصل
..:: یالثارات الحسین ::..

نويسندگان


لوگوی دوستان

Ya-Lesarat
Powered By
BLOGFA

Ya-Lesarat یالثارات الحسین